الشيخ أبو الفتوح الرازي
229
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
از شرم آن كردهء خود ، سيصد سال سر به آسمان بر نداشت ، و دويست سال بر گناه ( 1 ) مىگريست ، و چهل روز طعام و شراب نخورد ، و صد سال آدم با حوّا خلوت نكرد ، عجب از تو اى غافل كه شنوى كه خداى تعالى به يك ترك مندوب ، به يك مخالفت فرمان ، آدم را و حوّا را ، كه پدر و مادر تو بودند ، با قدر و منزلت ايشان بنزديك خداى تعالى ، از بهشت بفرستاد و از ميان ايشان سالها جدا كرد ، و ايشان را به سراى محنت و بليّت افگند ، و تو در شبان روزى بسيار ترك واجبات و ارتكاب مقبّحات كنى و اصرار كنى و توبه نكنى ، و آنگاه طمع دارى كه در بهشت شوى و صحبت حور العين يا بى ! اينت محال تمنّايى ( 2 ) و كژ ( 3 ) تقديرى ( 4 ) ، محمود ورّاق گويد : يا ناظرا يرنوا بعينى راقد و مشاهدا للامر غير مشاهد [ 65 - ر ] منّتك نفسك ضلَّة فأبحتها سبل الرّجاء و هنّ غير قواصد تصل الذّنوب الى الذّنوب و ترتجي درك الجنان بها و فوز العابد و نسيت أنّ اللَّه اخرج ادما منها إلى الدّنيا بذنب واحد پس اگر در گناه پياپى به شيطان اقتدا كردى ، به توبه به آدم اقتدا كن ، كه در خبر آمده است از عبد اللَّه عمر كه گفت ، رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت : توبوا إلى ربّكم فانّي اتوب اليه في كلّ يوم مائة مرّة ، توبه كنى با خداى كه من ( 5 ) روزى صد بار توبه كنم . و همچونين گفت - عليه السّلام - : ما اصرّ من استغفر و لو عاد فى اليوم سبعين مرّة ، مصرّ نباشد آن كس كه استغفار كند و اگر چه در روزى هفتاد بار با سر گناه شود . و مردى از امير المؤمنين على - عليه السّلام - پرسيد كه : چه گويى در مردى كه گناه مىكند و توبه مىكند و گناه مىكند و استغفار مىكند ؟ [ گفت : بايد كه ] ( 6 ) استغفار كند تا آنگاه كه شيطان را غلبه كند و عاجز به استغفار . پس توبه كن ، چنان كه پدرت كرد تا قبول كنند از تو چنان كه از او كردند .
--> ( 1 ) . مج : گناه خود ، دب ، آج ، لب ، فق : سر بر كنار ، مب : سر بر كنار بر گناه ، مر : بر كنار . ( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : تمنّاى محال . ( 3 ) . مج : كج . ( 4 ) . مر زهى تصوّر باطل زهى خيال محال . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، وز هر . ( 6 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .